skip to main
|
skip to sidebar
شازدهایلیا
سلام چهارسالگی
ارسال شده توسط
ایلیا
در
۱۱/۱۷/۱۳۸۹ ۰۳:۵۹:۰۰ ب.ظ.
0 نظرات:
ارسال یک نظر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
پروفایل
ایلیا
علیرضا ملیحی
فهرست وبلاگ من
میدونم که اونجایی
سایه درخت شاتوت
-
تابستان بود. در خانهی بهار بودیم. یادم هست که عمه مقبول هم بود. به همراه بابا و مامان و لیلا در حیاط بودند. بابا باغچه را آب داده؛ حیاط را شسته و یک کاسه...
۸ سال قبل
و زخمهای من همه از عشق است...
بشنیده ام که عزم سفر کرده ای مکن!/ مهر حریف و یار دگر می کنی، مکن...
-
چراغی آورده ام در پیشِ آفتاب که آفتاب را با این چراغ می بینم! حاشا اگر چراغ نیاوری، آفتاب خود را بنماید! چه حاجتِ چراغ است؟ فیه مافیه! (1) تمامِ عمر در تار...
۹ سال قبل
ساغري لبريز از زندگي
-
خوب منم چای میخوام . هی بابا چای میخوره من نگاه میکنم . به منم لطفا چای بدین [image: بهار-بيست دات كام تصاوير زيبا سازی وبلاگ www.bahar22.com]
۱۵ سال قبل
زوم
-
سی و سه پل از دل زنده رود!
۱۶ سال قبل
خوراک وبلاگ من
مشترک
شازده ایلیا
شوید
دنبال کننده ها
کل نماهای صفحه
پست های پرطرفدار
شروع
خب. ما هم وبلاگ دار شدیم. به نظر میاد وقتی بابای یه نفر هزارساله که وبلاگ مینویسه خودش هم چارهای نداره و بالاخره باید یه روزی سروکارش به...
سَبک و کلاس
بابا و مامان فهمیدند که من تو مهدکودک شیر رو با نی و از تو قوطیاش میخورم. گیر دادند که چرا تو مهد شیر رو اون طوری میخورم ولی تو خونه فق...
مهدکودک آماده باش که دارم میام
بعد از یک هفته بیماری فردا صبح میخوام برم مهدکودک. دلم برای بچّهها و دوستهام تنگ شدهبود. اونقدر که دیروز صبح وقتی از خواب بیدار شدم رفت...
سلام چهارسالگی
برچسبها
تغذیه
(1)
جشن
(1)
شادیها
(1)
من و بابام
(1)
مهدکودک
(1)
بايگانی وبلاگ
▼
2011
(1)
▼
فوریهٔ
(1)
سلام چهارسالگی
◄
2010
(3)
◄
دسامبر
(1)
◄
نوامبر
(1)
◄
اکتبر
(1)
قالب
شازدهایلیا
طراحی شده توسط
Insight
طراحی 1388
خریداری شده و تبدیل شده برای بلاگر توسط :
allblogtools.com
| ترجمه به فارسی توسط
مجتبی ستوده
.
0 نظرات:
ارسال یک نظر